تبليغاتX
به من نگو دوست دارم
به من نگو دوست دارم
دلم برای شکستن هنوز کوچک بود

مرگ
 

گفته بودی دوشنبه میائی اما امروز پنجشنبه است

و من نمیتونم بگم دوست دارم

حمدت رو بخون و برو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم شهریور 1386ساعت 21:20  توسط  | 

مرگ ...............

 

مرگ آهسته می آید

تا جان مرا به یغما ببرد

اما من غافلگیرش می کنم و همزمان با  پرواز قناری

از اتاق خارج می شوم

مرگ می ماند و اتاق خالی !

با یک تکه گوشت متعفن بی ارزش

که با سبد  سبد خستگی پوشانده شده

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 15:26  توسط  | 

تو بی وفا بودی ومن ....
تو بی وفا بودی و من ....

من عاشقش بودم ولی اون نبود

 من هنوز دلتنگشم ولی اون نیست

 من تا ابد دوسش دارم

ولی میدونم که اون هیچ وقت دوسم نداشت

 من هنوم هر شب خوابشو میبینم

 ولی میدونم اون حتی حاضر نیست توی خواب منو ببینه

+ نوشته شده در  شنبه دهم شهریور 1386ساعت 15:21  توسط  |