|
یادم تو رو فراموش منو وتو عاشقونه یه روز تو باغ خورشید به هم دیگه رسیدیم نگات نگامو دزدید میون باغ خورشید یه عهد تازه بستیم که مال هم بمونیم واثش جناغ شکستیم گفتی اگه بمیرم یاد من از دلت رفت یادم تو رو فراموش ... یادم تو رو فراموش گفتم که شعلعه عشق حتی اگه بمیرم در من نمیشه خاموش قدم زدیم دویدیم به دشت گل رسیدیم یه دشت پر شقایق شقایقهای معصوم که شاخه ایش رو چیدیم با غنچه شقایق برام نگینی ساختی وقتی به من سپردی گفتی که شرطو باختی گفتم که این شقایق رو قلبمه همیشه حتی اگه بمیرم ازم جدا نمیشه گذشت رو زهای روشن ببین چی شد زمونه ببین که بی کسی رو سر میکنم تو خونه عزیز خونه بودی دوریم و بونه بودی وقت بهت رسیدم دیوم رونه بودی راستی درست میگفتی یادت مرا فراموش وقتی عشقی تازه رفتی گرفتی آغوش یادت مرا فراموش یادت نرفته از دل یادت مرا فراموش یادت مرا فراموش + نوشته شده در جمعه بیست و دوم تیر 1386ساعت 15:21 توسط مهدی |
رسمش نبود که بی وفا منو کاشتی از اولش رسمش نبود که بی وفا منو کاشتی از اولش
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 10:37 توسط مهدی |
عکس مدیران وبلاگ :: آرش :: + نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 9:48 توسط مهدی |
عکس مدیران وبلاگ :: مهدی :: + نوشته شده در چهارشنبه بیستم تیر 1386ساعت 9:46 توسط مهدی |
دیوانگی نیمه شب صدای بغضی خسته خوابم را شکست دیوانه ای تنهاییش را می گریست و دلهره هایش را در گوش پنجره زمزمه می کرد و رنگ تلخ گلایه هایش میان تاریکی سکوت محو می شد روزی که به جرم عاشقی به غروب دلتنگی تبعیدش کردند باران می بارید میان نفسهای باران اخرین خاطره بودنش را فریاد کرد ولی ادمکها پنجره ها را بسته بودند و صدای ناله هایش را نشنیدند بی رحمانه به اشکهایش خندیدند و او را که کوله باری از غم به دوشش می کشید دیوانه خواندند
+ نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 12:13 توسط مهدی |
دلم گرفته آسمون ای ستاره ها شاهد دلتنگی من باشید .* آسمان در غم سنگین قلبم گریه کن .* ای ماه تو بگو چرا ماه زندگی من در پس ابرهای فراق است.* ای درخت ها شما نیز با من پایکوبی کنید در این رقص خداحافظی + نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 10:20 توسط مهدی |
|